ديدبان در سوگ شهادت دايی   

شهادت دایی مهربانم بعد سالها تحمل درد و رنج جراحات و با حدود نه سال سابقه حضور در جبهه های جنگ تحمیلی ده ساله میان ایران و همه جهان کفردر کمال ناباوری برایم بود. 
او که یکی از امیران سرفراز ارتش جمهوری اسلامی بود .
نامش هم  شهید سرتیپ طاهری ؛ رفتنش مرا که بعد ازگذشت سالها از حال و هوای جنگ و جبهه ، خود را در آن غوطه ور می دانستم دوباره به خودم آورد که هنوز هم درباغ شهادت باز باز است و من در اوهامات تصورات خیالی زمان خود گرفتار آمدم .
 

 

عکس دوران آموزش نظامی

عکسی در کنار سنگر در مناطق عملیاتی

عکس به همراه جمعی از همکاران

درحال بازدیداز نیرو دریایی ارتش

در حال توجیح کالک عملیاتی به همراه رزمندگان

 
بدا به حال ما جاماندگان دور افتادگان از خرابات جنگ .
بله ؛ بعد از بیش از هجده سال از جنگ بازهم شهیدی تقدیم این انقلاب و آرمانهای آن شد شهیدی با جراحات بیش از ۷۰ درصد تا این نیز گوشزدی باشد برای مسئولان که بیدار شوید از این خواب زمستانی شیطان ، پس وای بر شما که خون شهیدان را زیر پای بگزارید.
واین را بدانند مسئولان بی مسئولیت و بی کفایت و بی آبروی بنیاد شهید و جانبازان که شهادت کارت و پرونده نمی خواهد بلکه فقط باید لایق بود تا پرونده شهادت پیش خدا باز شود و بدا به حالشان که آخرت مدیون شهیدان و خانوادهاشان هستند.  

و بازهم یادی از سید شهیدان :‌ ای شهید ای آنکه بر کرانه ازلی وابدی وجود برنشسته ای دستی برآر وما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کش .
یادش گرامی و روحش قرین رحمت لایزال الهی



      
 

لینک
۱۳۸٦/٧/٢٩ - دیدبان